زنده نگه داشتن یاد شهدا ، همانند شهادت است.

(مقام معظم رهبری؛ مدظله العالی)

سلام به مولایم مهدی که قلب های عاشقان، بی قرار و پریشان به عشق آمدنش می تپد و سلام به شهدا و امام شهدا که هرآنچه امروز از عشق و محبت سخن می رود گوشه ای از دریای عمیق و ژرف طاعت و بندگی آنان و جانبازی و فداکاری های آنان است ....

و سلام به شما خواننده محترم که بی شک امروز و این لحظه که توفیق حضور در این خلوتگاه دنج و کلبه ی محقر ولی لبریز از معنویت و کمال را یافته اید نظر کرده شهدا هستید و این پرستوهای مهاجر اکنون شما را برای عشق بازی با فکر و روحتان برگزیده اند...

 




دسته بندی : سخنان شهدا , 


سلام بر یادگارهای سال های عشق و حماسه،سلام بر لباس های خاکی آغشته به خون و ماسه. سلام و درود بر هویزه و شهیدان دانشجوی خفته بر خاک تفتیده آن. سلام بر آن رزم آوران حقیقت، که خون سپیده را در رگ های شب ریختند و جام سپید فلق را، با جام سرخ شفق درآمیختند. سلام بر کبوترهای سینه سرخ، پرستوهای خونین بال، و شقایق سیرتانی که در جبهه عشق، دعوت حق را لبیک گفتند.نام ها برای ما یادآور هویت هستند؛ هویتی که هر چه زیباتر و باشکوه تر باشد، نامی ماندگارتر است. دانشجو، نامی ماندگار با هویتی دیرین است که اگر با واژه مقدس شهادت عجین شود، ترکیب خوش دانشجوی شهید را می سازد؛ همو که در کوران پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، درس و دانشگاه را رها کرد تا در دانشگاه جبهه ها، درس عشق و ایثار بیاموزد. او سلاحِ خود را هم عوض کرد؛ قلم را بر زمین نهاد تا اسلحه به دست گیرد و با دشمن متجاوز بعثی، به مبارزه برخیزد و در این راه، خون سرخ خویش را نثار نهال نوپای انقلاب کرد تا درختی ستبر شود و در تندباد حوادث نلرزد.




دسته بندی : شعر وقطعات ادبی , 




پیشمرگ‌های کرد که در کنار ما با دشمن می‌جنگیدند، چپ چپ به مصطفی نگاه می‌کردند، باور نمی‌کردند او اهل رزم و درگیری باشد. درگیری تا عصر ادامه داشت. وقت برگشتن، پیشمرگ‌ها تحت تأثیر شجاعت مصطفی، ول کن او نبودند.
شهید مصطفی ردانی پور به سال 1337 در شهر اصفهان متولد شد. ایشان پس از گذراندن دوران نوجوانی تصمیم گرفت به جای تحصیل در هنرستان به حوزه برود. این شد که شهید ردانی‌پور سال اول طلبگی را در حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان سپری کرد. پس از آن برای ادامه‌ی تحصیل و بهره‌مندی از محضر فضلا و بزرگان راهی شهر قم شد و در مدرسه‌ی حقانی به درس خود ادامه داد. ایشان حدود شش سال مشغول کسب علوم دینی بود.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه، شهید ردانی‌پور با عضویت در شورای فرماندهی سپاه یاسوج، فعالیت‌های همه جانبه‌ی خود را آغاز کرد و در مدت مسؤولیت یک ساله‌اش در سمت فرماندهی سپاه یاسوج، اقدامات مؤثری را به انجام رساند. ایشان با واگذاری مسؤولیت به یکی از برادران، به حوزه‌ی علمیه برگشت تا به تحصیلاتش ادامه دهد. هنوز چند ماهی از بازگشت او به قم نگذشته بود که حرکت‌های ضد‌انقلاب در کردستان و بعضی از مناطق کشور شروع شد. مصطفی هم برای کمک به مردم و بازگرداندن امنیت و ثبات کردستان، به سوی این خطه شتافت.
سپس این شهید بزرگوار به همراه عده‌ای از همرزمان خود از کردستان وارد جنوب شد و با نیروهای اعزامی از اصفهان (سپاه منطقه‌ی 2) که در نزدیکی آبادان "جبهه‌ی دارخوین " مستقر بودند، شروع به فعالیت کرد. مصطفی در طول جنگ در کنار فرماندهانی چون شهید حسین خرازی و شهید حسن باقری جنگید تا اینکه براثر جراحت سختی دست ایشان معلول شد. در حالی که دست شهید ردانی پور بسته بود در عملیات بیت‌المقدس و پس از آن در عملیات رمضان، فرماندهی قرارگاه فتح سپاه را به عهده داشت، که چند یگان رزمی سپاه را اداره می‌کرد. ایشان با لباس روحانی وارد جلسات نظامی می‌شد و به طرح و توجیه نقشه‌ها می‌پرداخت. شهید ردانی پور در عملیات محرم، والفجر 1 و والفجر 2 شرکت داشت و تا لحظه‌ی شهادت هرگز جبهه را ترک نکرد. سرانجام سردار مصطفی ردانی‌پور دو هفته پس از ازدواجش، در عملیات والفجر 2 و در تاریخ 15/5/62 به شهادت رسید. آنچه خواهید خواند خاطره ای است از رشادت‌ها و دلاوری‌های شهید مصطفی ردانی‌پور که یکی از همرزمانش نقل کرده است.




دسته بندی : معرفی شهید , 


 
خادم مقام معظم رهبري چند جفت كفش (زنانه و مردانه) مندرس را كه احتياج به تعمير داشت، در يك پلا‌ستيك گذاشته بود و مي‌خواست براي تعمير، بيرون ببرد. مأموران دم در‌، تفحص مي‌كنند تا ببينند چه چيزي را مي‌خواهد بيرون ببرد. پس از ديدن كفش‌هاي كهنه، خيال مي‌كنند كفش‌ها متعلق به خادم و خانواده‌اش مي‌باشد، از اين رو به او مي‌گويند: آقاي فلا‌ني! اين كفش‌ها از شما دست برداشته، شما نمي‌خواهي از آن‌ها دست برداريد؟ اين‌ها قابل تعمير نيستند. خادم منقلب مي‌شود و مي‌گويد: اين كفش‌ها مربوط به مقام معظم رهبري و خانواده محترم ايشان است.

 




دسته بندی : خبر , 


تاريخ با تمام فراز و نشيب هايش ورق به ورق مي گذرد و زمان را به دنبال خود يدك مي كشد و در پس اين گذر حقيقت هاي جاودانه اي كه گويا از جنس تاريخ نيستند و تا ابد جاودانه خواهند ماند را به دنبال خود مي كشد و به راستي يكي از اين حقيقت هاي هميشه جاودان انقلاب بزرگ دهه 50 ايران است؛ انقلابي كه بي شك سهم بزرگي از آن به جواناني تعلق دارد كه در آن مقطع فرزندان بحق تاريخ بوده اند؛ جواناني كه با شجاعت و ايمان به جنگ با اهريمن زمانه شتافتند و ريشه هاي پابرجاي ظلم را نابود كردند.
يكي از بزرگترين افتخارات انقلاب تحقق آن به دست جوانان بود. انقلاب ايران يك انقلاب جوان بود؛ جواناني كه در رژيم گذشته مورد بي مهري قرار گرفتند و توانمندي ها و توانايي هاي آنها ناديده گرفته مي شد، خلاقيت ، نوآوري و ... جايي در رژيم گذشته نداشت. دغدغه اصلي آن رژيم، حاكم ساختن فرهنگ غربي در كشور و گرايش به غرب تحت لواي رسيدن به تمدن و تلاش براي پيشرفت بود. با چنين تفكري فرهنگ ديني و ملي مورد بي توجهي قرار گرفته و با ارزش ها و باورهاي ديني مقابله مي شد و تلاش مي نمودند جوانان را با تشويق به فساد و مراكز فحشاء و دامن زدن به آن نسبت به فرهنگ و سرنوشت كشور بي تفاوت نموده و فكر و خلاقيت را از جوانان گرفته و اين عناصر سازنده كشور را به عناصري بي تأثير و بي مصرف تبديل سازند. حضرت امام در اين باره فرمودند:«اصل برنامه اين بود كه جوانان ما را به فساد بكشند براي اينكه مبادا يك قدرتي در مقابل شان قيام كند. اينها مي خواستند هر فكري را كه احتمال بدهند اين فكر در مقابل آنها است، از بين ببرند.» آنها بنا داشتند جوانان ما را فاسد كنند تا اينكه بي تفاوت بشوند راجع به مسايل خودشان و هر قضيه اي و هر بلايي سرشان بيايد اين جوان ديگر نمي تواند فكر كند به اين كه سر مملكت چه آمده است.
اما تأثير و حضور پر رنگ جوان تنها به عرصه هاي مقدمه و تحقق انقلاب خلاصه نشد، قشر فعال و پوياي جوان ايراني پس از پيروزي انقلاب اسلامي در همه صحنه هاي انقلاب حضور يافت و اوج حضور آنها در هشت سال دفاع مقدس تجلي يافت. نگاهي به تاريخ انقلاب اسلامي نشان مي دهد هر زمان كه به اين سرمايه هاي گرانبها توجه شد، منشأ تحولات عظيم و سرنوشت ساز آن كشور شدند. هم اكنون درخت تناور انقلاب اسلامي با خون جوانان ايران، در مقابل توطئه هاي داخلي و خارجي دشمنان بيمه شده است.
به بركت انقلاب اسلامي، زمينه حضور جوانان در همه عرصه هاي نظام اسلامي فراهم شده است و مشاركت آنان در عرصه هاي مختلف دستاوردهاي گرانبهايي براي جمهوري اسلامي در پي داشت.
در شرايط كنوني با توجه به اينكه نيمي از جمعيت كشور را جوانان تشكيل مي دهند فراهم كردن زمينه هاي پرورش فكري و بروز استعدادهاي آنان وظيفه اي ضروري براي جوانان ديروز و مسئولان امروز ايران اسلامي است. جوانان، حامل و مبلغ ارزش هاي ديني انقلاب هستند و نقش مهمي در حفظ و انتقال آنها برعهده دارند. گواه اين مطلب، آن است كه جوانان با رهبري عالمانه امام خميني (ره) نقش موثري در روند انقلاب اسلامي و دفاع مقدس ايفا كردند. جوان امروز هم از جنس جوانان ديروز پر از مقاومت و شجاعت دست در دست هم ريشه هاي انقلاب را پاسداري مي كنند تا اين انقلاب كه نه از جنس تاريخ و زمان كه از جنس ابديت است پايدار و باقي بماند.

 

 




دسته بندی : مقاله , 


شهید مرحمت بالازاده یک بار در مورد واقعه عاشورا صحبت می‌کرد و می‌گفت که اگر من جنگ بکنم، اینطور جنگ می‌کنم. می‌گفت:
"من از یک روحانی شنیده ام حضرت قاسم(ع) که وقتی خواست به میدان برود، لباس به ‌اندازه او پیدا نشد و همانگونه رفت. من هم از ایشان تبعیت می‌کنم. پوتین به پایم نمی‌آید، لباس به تنم نمی‌آید. حضرت قاسم (ع) وقتی به دشمن حمله می‌کرد، روی اسب دراز می‌کشید، یعنی سرش را خم می‌کرد، چون کوچک بود شمشیر دشمن از بالای سر او رد می‌شد، حتی دشمن هم این حرکت را تحسین می‌کرد. من هم باید چنین سربازی بشوم."




دسته بندی : خاطرات شهدا , 


شهادت شهد شیرین رضای حق است.
شهادت عبارت تمام وکمال اعتماد واعتقادبه خداست.
شهادت تکامل وجودی روح پرخروش و جوشش ،ولی در عین حال مطمئن و آرام شهید است.
شهادت ارث بزرگ اولیـاء خداست.
شهادت نهایت یک حماسه و ایثار است.
شهادت غایت آرزوی رزمندگان راه خداست.
شهادت فریاد رسای اسلام بر ظلم ظالمان است.
شهادت مایة عزت مسلمین است و شهید احیاء کنندة این معناست.
شهادت بهای زحمات ومشقات شهید است.
شهادت قد بلند کردن ،استواری و شکست ناپذیر است .
شهادت قتل در راه خداست.
شهادت مردن نیست بلکه حیاتی دوباره است.
شهادت بانک رحیل تشنگان وصل بخداست و شهیدواصل به این معناست.
شهادت بشارت نابودی ظالمان و ستمگران است.
شهادت پیام آور عزت وفتح است.
شهادت اتمام حجت با کافران و ملحدان است .
شهادت فیض عظما و فضلی از جانب خداست.
شهادت وسیلة رسیدن به قرب حق تعالی و وعدة تخلف ناپذیر سبحانه تعالی است.
پس به امید آنروز یعنــی شهـــــــادت




دسته بندی : دست نوشته هاشهید , 


یاران سید خراسانی...


« اگر بخواهيم بسيج را در يک تعريف کوتاه معرفی کنيم بايد بگوئيم بسيج عبارت است از مجموعه ای که در آن پاکترين انسانها، فداکارترين و آماده به کارترين جوانان کشور، در راه اهداف عالی اين ملت و برای رسيدن و به خوشبختی رساندن اين کشور،جمع شده اند.»
« بسيج در حقيقت مظهر يک وحدت مقدس ميان افراد ملت است»

مقام معظم رهبری

 




در اواخر سال 1359 دولت دستور داد كه منطقه كردستان از كشت مواد مخدر پاكسازي گردد و سپاه پاسداران بهترين عامل براي اجراي اين طرح تشخيص داده شد. شهيد مصطفي رداني‌پور كه در آن زمان در سپاه ياسوج مشغول به خدمت بود، شخصاً وارد عمل شد و شب‌ها با ياري همكارانش به سركشي كشتزارها و مناطق اطراف آن مي‌پرداخت. يك بار كه ايشان براي سركشي به يكي از نواحي رفته بودند، روي پلي به نام قره، اشرار راهشان را سد نموده، اتومبيل‌شان را محاصره كردند. تمام همراهان سخت ترسيده بودند. آقا مصطفي آهسته در ماشين را باز كرد و به سوي محاصره‌كنندگان گام برداشت. مسلسل‌ها به سمت ايشان نشانه‌گيري شده بودند. او مي‌رفت و فرياد مي‌زد بزنيد (شليك كنيد). سپس عمامه خود را برداشت و ادامه داد: «عمامه من، كفن من است.» آن روز اشرار تحت تأثير شجاعت شهيد رداني‌پور قرار گرفتند.كتاب سلوك سرخ

 




دسته بندی : داستان كوتاه جبهه , 




مقام معظم رهبری(مدظله العالی):

چراغ راه آینده ماشعارآزادگی وفداکاری شهدای ماست.

 




دسته بندی : خبر , 


 

برگزاري يادواره شهدا توفيقي براي ترويج فرهنگ شهادت است.

یکی از نعمت های بزرگ دین اسلام، نعمت شهادت است

و امروز فرهنگ شهادت و یادواره شهدا

باید ارتباطی بین نسل گذشته و نسل حاضر باشد.

 




دسته بندی : خبر , 


 
کنکور را که داد بلافاصله رفت جبهه. نتايج کنکور اعلام شد؛ دانشگاه قبول شده بود. آن هم در رشته مورد علاقه اش يعني پزشکي. فرصت نشد تا خبرش کنيم اما خودش سررسيد چون همان روز اعلام نتايج پيکرش را برايمان آوردند. برگرفته از مجموعه روزگاران- کتاب خاطرات مادران شهيد- ص ۳۵

 




دسته بندی : داستان كوتاه جبهه , 


سلام بر شهیدان که نامشان به تاریخ ارزش داده است.سلام بر امام شهیدان که نفسش خدایی بود و دلش دریایی و سلام بر رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه‌ای که وارث راه امام و خون شهیدان است.شهدا را شهدا می شناسند شهید مظهر عشق است عشقی که پایان ندارد وشهادت کلید دروازه  این عاشقی  شهادت پلی که عاشق را به معشوقش پیوند می دهد...و به وصال محبوب می رساند شهادت واژه ای که نصیب همه کس نمی شود  شهادت گل واژه ایثار ومحبت است شهادت یعنی جانت را وهمه عشقت به دنیا را در طبق اخلاص بگذاری ومتاع قلیل دنیا را به خیر کثیر آخرت بفروشی شهادت ،شهید وعشق همه اسطوره هایی هستند که به هم پیوند خورده اند تا عاشق نباشی معنی شهادت را نمی فهمی ودر طلبش نمی روی اما همین که عاشق شدی شهادت را توفیقی می یابی که تا به دست نیاوری به ملکوت اعلی نمی رسی و شهید یکی از بهترین واژگان برای ...قلم از نوشتن باز می ماند از فضایل شهید هیچ نمی داند وخجل از شهیدان .شهید همان است که تاریخ فصل گل چینی را می داند و روز شمار لحظه چیده شدن گل وجودش ومضطرب ازاینکه فصل گل چینی تمام شود واز سیل گلهای چیده شده جا بماند وخجل از روی گلهاشهید یادواره لحظه های شیرین شهادت است  آن هنگام که گفت خدا قبول کند الله اکبر ما که غیر از این چیزی نداریم وحتی عطش تشنگی را با خود به سرای باقی برد تا آنجا از شراب الهی مست گرددشهید واژهای که قلم در وصف حالش بی تابی می کند دل آبی خودکار من در مقابل خون شهید شرمنده است وخود را کمتر از قطره ای خون می دانددل آبی خودکار من اگرچه به وسعت دریاست اما شهدا اقیانوسی از دریای رحمت الهی  اند  که در هر دو دنیا  سرمایه های جاودانی برای ما هستند.




دسته بندی : شعر وقطعات ادبی , 


ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس /چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم/ما برای بوسیدن خاک سر قله ها/چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم/ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود، خون دلها خورده ایم/ ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود ، رنج دوران برده ایم/ ما برای بوئیدن بوی گل نسترن ،  سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم/ما برای نوشیدن شورابه های کویر ، چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم/ما برای خواندن این قصه عشق به خاک ،خون دلها خورده ایم/ ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ،  رنج دوران برده ایم.

                                                                    




دسته بندی : شعر وقطعات ادبی , 


شاید گمنامی غریبترین و زیباترین واژه ای باشد که تا کنون به گوش شنیده ام،
و مزار شهدای گمنام غریبترین مزاری که به چشم دیده ام،
که آن مزار یک زائر بیش ندارد و آن هم مادر بی حرم …
و خوش به حالت ای گمنام…
تو راه حسین (ع) را برگزیدی و به بهترین وجه ممکن به خدایت رسیدی،
و گرچه در زمین گمنام هستی ولی در آسمان و در میان عرش نشینان مشهور…
و فقط این را می دانم که تا ابد به حالت غبطه می خورم..




دسته بندی : شعر وقطعات ادبی ,